قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4357

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال ششصد و نود و هشت « 1 » از رحلت خير البشر پادشاه ايران اولجايتو سلطان در اين سال به ييلاق و قشلاق سلطانيه و اران گذرانيد و امير سونج « 2 » را با لشكرى گران به محافظت خراسان فرستاد ، و امير چوپان را به گرجستان نامزد كرد كه لشكر به طرف دربند روان كند . و يكى از شاهزادگان چنگيز خانى از تركستان به ايلى و مطاوعت درآمده به ملازمت و نوازش مشرّف شد . و ملك ناصر كه حاكم مصر بود از حكومت چاشنگير و سالار به جان آمده به سالار و چاشنگير گفت كه « عزيمت حج دارم . » و ايشان اين معنى را از خدا مىطلبيدند . استعداد سفر حج او نموده در بيست و پنجم شهر رمضان هذه السنه از قلعهء قاهره بيرون آمده و جماعتى از امرا كه اعتماد بر ايشان داشت همراه خود ساخت و بدانچه مقدور او بود از خزاين و دفاين برگرفت و سالار و چاشنگير را در مصر گذاشت . خود چون از مصر دور شد ، به جانب قلعهء كرك متوجه شد . با يك صد و پنجاه سوار نامدار به قلعه درآمد . حاكم قلعه جمال الدين اقوش [ افرم ] استقبال كرده در قلعه گشود و بر خندق جسر انداخت ، و به وقت عبور ملك و توابع بر جسر چون تخته‌هاى جسر كهنه شده بود شكست . هر دو دست اسب ملك ناصر بر زمين رسيده بود كه مردم مدد كرده اسب و ملك را به سلامت بر كنار بردند . و اما جماعتى كه در عقب سر ملك ناصر بودند ، همه در خندق ريختند و دو كس هلاك شدند و باقى به سلامت ماندند .

--> ( 1 ) . ق : ذكر وقايع سنهء ثمان و سبعمائه ؛ م ، ش : وقايع سال هفتصد و نهم از رحلت . ( 2 ) . وى اتابك ابو سعيد پسر هشت سالهء اولجايتو در حكومت خراسان بود .